سفر زخم

سفر ( به کسر سین و سکون ف ) به معنی سرگذشت است!! درد بعضی زخم ها تا ابد می سوزاند!!

بسته شده بود نطفه ام

در رحم فصلی مرده!

صدایی می خواند از گلویم

آواز سرزمینی دور

و این همه نزدیک

به وهمی در رگ رویاهایم!

سرزمینی که عطر پونه و بوی گندم

دفن می شود

زیر خط سرنوشت موروثی من و مادرم ..

جهان زیر پلک بسته ام می رقصد

نه می شنوم ..

نه می بینم ..

اما خاموش نیستم!

سال ها زمان می خواهد

تا زمزمه ی ربوده شده ی این کهن ترین نام از یاد رفته،

کلمات تلنبار شده

با هجاهای خشن،

شنیده شود!

واژه هایی

که تیزی شان صیقل می خواهد

وقت زمزمه ی نامم ..

و من

_ نطفه ای در رحم فصلی مرده_

که نه شاخه بوده ام

نه برگ؛

ریشه در بیکران اندوه داشته ام

بیکران نیش ها و نوش ها

بیکران ترس ها و امید ها

در هزاره ی سوم طعم گس تنهایی!

اینجا که منم

کسی نمی داند

دور مانده ام یا دیر؟!


۱۳٩۱/۱٢/۱٩ | ۸:٤٩ ‎ب.ظ | مهتاب رفیعی | نظرات () |

www . night Skin . ir