سفر زخم

سفر ( به کسر سین و سکون ف ) به معنی سرگذشت است!! درد بعضی زخم ها تا ابد می سوزاند!!

 

من مثل مردابم،

 در خود نشستم رو به نابودی؛

 دریای من! آغوش نگشودی!

 

***

خاطراتم!

چند تا عکس رنگ و رو رفته؛

 من به قابی شکسته دلبسته ...

 

***

نیمه شب تب داشت چشمانش؛

روی لب هایش گل آتش؛

از نفس افتاد زن، در دام دستانش!!

 

***

یاد آن روزهای رفته به خیر؛

مانده شب های تلخ تنهایی؛

نوح اندوه من! نمی آیی؟!

 

***

امشب غریبه بود نگاه تو با دلم؛

تو موج سرکشی

من صخره ای اسیر، گرفتار ساحلم!

 

***

جا مانده از قافله ام

با کوله باری از پندار و خاطره؛

چشم به راه آیه ی لبخندت مانده ام!

 

***

وقتی کنارمی

عاشق ترین منم؛

شیرین ترین زنم!

۱۳٩۱/٦/٢ | ٢:٢٠ ‎ق.ظ | مهتاب رفیعی | نظرات () |

www . night Skin . ir