سفر زخم

سفر ( به کسر سین و سکون ف ) به معنی سرگذشت است!! درد بعضی زخم ها تا ابد می سوزاند!!

 

امشب

بغض شرجی اروند 1 را می شکنم!

باران می شوم

پا برهنه از کوچه های بی حوصله می گذرم

می دانم این بار

غروب ماتم زده ی جنوب

به دریا نمی رسد

در چشم های تو می ماند ..

 

******

بی تو؛

مسافری هستم

که چمدانش را

کنج مسافرخانه ای متروک، جا می گذارد!

 

******

نقاشی ات می کنم؛

به موهایت پریشانی،

به لب هایت بیتابی،

به چشم هایت که می رسم 2

قلم در شراب می زنم

مستی چشم هایت را می کشم!

 

******

غم انگیز نیست

آتشی در جانت بیافتد

که نمی سوزاندت؟!

مثل شعله ی بی آزار پرده ی نقاشی!

 

******

موهای سیاهت را

باد به هم می ریزد ..

و من

برای بیتابی دکمه های پیراهن سفیدت

می میرم!

 

******

دست هایت دریا   ..

تنت شرجی ..

سوختم از خرماپزان لب هایت!

 

******

بخند؛

بسوزان تمام مرا؛

دارد سرد می شود حریق تنم!

 

******

بیا هنوز اولین بار باشد

اولین بوسه ..

اولین نوازش ..

...

اولین دروغ!


******

گوش کن موسیقی تنم را!

نت به نت

دلدادگی ست ...

 

_____________________________________

پ.ن. شاعر نیستم اما

چقدر ثانیه های معصوم

بغض ریخته باشم

پای لذت نچشیدن طعم تن ترد کلمات دود شده؛

واژه های تن به قلم نداده؛

شرمسار دست هایی

که روی شاعرانگیشان شرط بسته ام؟!

  1. رودی در جنوب
  2. شعر نقاشی آقای محسن حسینخانی را بسیار دوست می داشتم.
۱۳٩۱/٧/۸ | ٩:٥٤ ‎ب.ظ | مهتاب رفیعی | نظرات () |

www . night Skin . ir